آلپرولازم

دنیا مجالی مجمل است.

آلپرولازم

دنیا مجالی مجمل است.

آلپرولازم

رنج بردن از تنهایی نشانه ی بدی است: من فقط، در جمع زجر کشیده ام.

فردریش نیچه

طبقه بندی موضوعی
  • ۰
  • ۰

حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست

 

برای اولین بار در تاریخ 15-16 ساله وبلاگ نویسی ام آمدم چیزی در وبلاگم بنویسم و احساس کردم حیف است آخرین مطلبم برود پایین.

حقیقتا وقتی داشتم مطلب قبلی را درباره خوبی های قرنطینه مینوشتم فکر میکردم خیلی دارم چرت و پرت میگویم و کلی واکنش منفی دریافت خواهم کرد. اما انگار به اندازه کافی دیده نشد و فقط دو تا واکنش مثبت گرفتم. الان که خواندمش احساس کردم واقعا صغری کبری من قابل تامل است.

پس دعوت میکنم مطلب قبلی را بخوانید و نظرتان را بهم بگویید. اگر درونگرا هستید و قرنطینه به شما سخت نگذشته حتما این کار را بکنید. منتظرم.

  • ۹۹/۰۳/۲۱
  • مجید اسطیری

نظرات (۴)

واقعا هم همین‌طوره.

من همون موقع که خوندم توی پیوند‌های روزانه گذاشتم

پاسخ:
ممنون از لطفت برادر
  • محمدحسین قربانی
  • چند نکته‌ای در مورد مطلب به ذهنم رسید 

    راستش قرنطینه به من سخت نگذشته است یک موضوع نسبی است. من در مقایسه با آدم‌های اطرافم که برونگراتر هستند سختی کمتری داشتم اما هیچ وقت این موضوع مساوی عدم سختی نیست. مثلا من دلم برای خیلی از دوستان و عزیزانم تنگ شده است. مثلا من فقط عید نوروز می‌توانستم به بزرگترهایم سر بزنم که این موهبت از من گرفته شد. 

    فکر میکنم ماه آبان بود که اینترنتمان رفت. برای من که بیشتر کارهایم مبتنی بر وب است آن زمان ایام سخت‌تری بود اما افرادی هم در شرایط کرونا کسب و کارهایشان ضرر زیادی متقبل شد. بله برای یک کارمند فرقی نمی‌کند ولی برای کسی که درآمدش با باز بودن کسب و کارش می‌چرخد خیلی سخت است. این افراد خیلی‌هایشان خیلی بدبختانه این شرایط را سر کردند. 

    اینکه می‌گویید اقتصاد معیوب است و سیستم‌ها عدالت ندارند را قبول دارم اما با در خانه نشستن مشکلات سیستم اقتصادی حل می‌شود. نه مشکل ما در جای دیگری است. کرونا حل مسئله نکرده است.

    در مورد فراغت هم باید بگویم معنای فراغت در حال حاضر خیلی متفاوت شده است. فراغت اصلا مساوی وقت آزاد و بطالت نیست و ویژگی‌های خاصی دارد که محققان در سال‌های جدید به آن پرداخته‌اند. مفهومی که زمین تا آسمان با مفهومی که ارسطو و برتراند راسل داشتند متفاوت است. 

    پاسخ:
    آقای قربانی سلام و ممنون که خواندید و نظرتان را نوشتید
    راستش من مدعی نیستم که قرنطینه راه حل مشکل اقتصاد معیوب است. ادعایم فقط این بود که شرایط قرانطینه اگر دولت بیشتر قبول مسئولیت کند میتواند عادلانه تر از شرایط جاری اقتصاد باشد که جنبه های غیرانسانی اش را میدانیم.
    من در مجموع میخواهم نگران جنبه انسانی آدمها باشم که به فراغتشان و کرامت نفسشان بیشتر وابسته است تا درآمدشان
    درمورد نگاهی که امروزه به فراغت هست واقعا چیزی نمیدانم و دوست دارم از شما بیاموزم اما به نظرم معنای فراغت نزد ارسطو و راسل علیرغم بیش از بیست قرن فاصله تقریبا یک چیز است.
    یک چیزی را هم توی مطلب یادم رفته بود بنویسم که حالا به میمنت اشارات خوب شما اضافه میکنم:
    به نظرم گور فراغت با آغاز مدرنیته کنده شد و جنازه را تویش گذاشتند اما در این ده بیست سال اخیر بود که اینترنت و شبکه های اجتماعی هفت خروار خاک رویش ریختند. یعنی در مجموع قرنطینه تجربه خوبی میبود اگر اینترنت و شبکه های اجتماعی میگذاشتند. اما ما حتی بچه هایمان را هم مجبور کردیم که درسشان را با گوشی های هوشمند بخوانند و این افتضاح بود. میدانم که تقریبا چاره دیگری نداشتیم اما من باید به انسانیت بچه فکر کنم نه به درس و مشقش.
    باز هم تشکر
  • محمدحسین قربانی
  • سلام آقای اسطیری وقت بخیر

    راستش من در جهت نقد نظر نگذاشتم و فقط چند نکته ای که به نظرم رسید را نوشتم اما خوشحالم با توضیحات حال حاضر شما توانستم بهتر مفهوم متن شما را درک کنم.

    بله موافقم که میشود از قرنطینه استفاده کرد و شرایط را بهبود داد اما بگذارید با جمله ای از نادر ابراهیمی عزیز نظر خود را بگویم که میفرماید سیه بختی انسان از روزی شروع نشد که اشتباه کرد، از روزی شروع شد که پی به اشتباه خود برد و به آن اعتراف نکرد...

    در مورد فراغت هم باید بگویم اول اینکه چقدر پاراگراف آخر شما در باب این موضوع لذتبخش بود. به قول استاد مصطفی ملکیان کشورهایی که از لحاظ اقتصادی شرایط بهتری از ما دارند و نهادهای قویتری در حوزه آموزش، رفاه و بهداشت دارند چرا آمار خودکشی بیشتری دارند؟ چرا شبها نمیتوانند راحت بخوابند؟ بخشی از جواب این سوالها قطعا در حرفهای شما پیدا میشود.

    اما بحث من دیدگاه اشتباهی که راجع به فراغت شکل گرفته است. فراغت ویژگیهای خاصی دارد که شاید وقت نمیشود در یک کامنت به آن بپردازیم اما خلاصه بگویم کسی که روی مبل دراز کشیده و کانال تلویزیونی عوض میکند فعالیت فراغتی انجام نمیدهد. شاید فراغت، تفریح و سرگرمی تداعی کننده یک مفهوم باشند اما با هم تفاوت دارند. همین واژه تفریح را نگاه کنیم که از ترجمه کلمه recreation است. به ریشه کلمه هم که دقت کنیم متوجه میشویم که معنای دوباره ساختن میدهد. معنی بازیابی خود، انرژی مجدد و ...

    اگر ما در شبکه های اجتماعی پرسه میزنیم آیا انرژی تازه ای به دست می آوریم تا در زندگی شخصی و شغلی بانشاط تر باشیم. من خودم را میگویم که همیشه با حضور در این شبکه ها انرژی خود را تخلیه شده دیده ام چه رسد به اینکه انرژی تازه ای به من بدهد.

    به نظرم ما اول باید به این بپردازیم که اصلا این فعالیتهای شبکه های اجتماعی، وبگردی و ... اصلا فراغت و تفریح نیست. اگر کسی میگوید تفریحم وبگردی است معنای تفریح و چگالی آن را درست درک نکرده است.

    پایدار باشید

    پاسخ:
    احسنت بر دقت نظر شما
    واقعا با تمام نظرتان موافق هستم
    خیلی خوب نوشتید

    شما نویسنده هستید!

    توی گودریدز چندکتاب ازتون پیدا کردم

    اشاره ای بهش نکره بودین چرا؟ =)

    پاسخ:
    بس که من متواضعم  :)))
    البته دو سه تا مطلب درباره کتابهایم اینجا نوشته ام
    ممنون از توجه شما

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی